مقالات
سرقفلی چیست؟ | تفاوت با حق کسب و پیشه، خرید، فروش و انتقال
سرقفلی چیست؟ تفاوت با حق کسب و پیشه، خرید، فروش و انتقال سرقفلی
سرقفلی یکی از مهمترین و در عین حال پیچیدهترین موضوعات مربوط به املاک تجاری است. بسیاری از اختلافات بین مالک و مستأجر زمانی ایجاد میشود که طرفین تصور متفاوتی از مالکیت مغازه، حق سرقفلی، حق کسب و پیشه یا امکان انتقال محل تجاری به شخص دیگری دارند.
گاهی شخصی میگوید «مغازه سرقفلی خریدهام»، در حالی که مالک عرصه و اعیان ملک شخص دیگری است. در پروندهای دیگر، مستأجر چند دهه در یک مغازه فعالیت کرده و مدعی حق کسب و پیشه است. در مورد دیگری نیز مستأجر قصد فروش یا انتقال حق خود را دارد، اما مالک با انتقال موافقت نمیکند.
برای پاسخ صحیح به این مسائل قبل از هر چیز باید مشخص شود رابطه استیجاری تابع کدام قانون است؛ زیرا وضعیت قراردادی که مشمول قانون روابط موجر و مستأجر سال ۱۳۵۶ است با قراردادی که تحت قانون سال ۱۳۷۶ قرار میگیرد تفاوتهای اساسی دارد.
سرقفلی به چه معنی است؟
به زبان ساده، سرقفلی یک حق مالی مرتبط با محل تجاری است که در شرایط مقرر در قرارداد و قانون میتواند برای مستأجر ایجاد شود و ارزش اقتصادی مستقلی از مالکیت عین ملک داشته باشد.
بنابراین کسی که صاحب سرقفلی یک مغازه است الزاماً مالک خود ساختمان یا زمین نیست.
ممکن است مالک عین ملک یک نفر باشد و شخص دیگری بر اساس قرارداد اجاره و شرایط قانونی، صاحب حقوق مالی مربوط به سرقفلی باشد.
همین تفکیک یکی از مهمترین نکاتی است که هنگام خرید مغازه سرقفلیدار باید مورد توجه قرار گیرد.
حق کسب یا پیشه یا تجارت چیست؟
حق کسب یا پیشه یا تجارت مفهومی است که بهویژه در روابط استیجاری مشمول قانون روابط موجر و مستأجر سال ۱۳۵۶ اهمیت دارد.
این حق در نتیجه فعالیت تجاری مستأجر در محل، استمرار کسبوکار و وضعیت ایجادشده در ملک تجاری مورد حمایت قانون قرار میگیرد.
برخلاف سرقفلی در مفهوم قانون سال ۱۳۷۶، ایجاد حق کسب یا پیشه لزوماً وابسته به این نیست که مستأجر در ابتدای قرارداد مبلغی تحت عنوان سرقفلی به مالک پرداخت کرده باشد.
به همین دلیل هنگام بررسی یک مغازه قدیمی نمیتوان صرفاً بر اساس اصطلاحی که طرفین به کار میبرند نتیجه گرفت چه حقی وجود دارد.
تاریخ رابطه استیجاری، قرارداد، نحوه تصرف و قانون حاکم باید بررسی شود.
تفاوت سرقفلی و حق کسب و پیشه چیست؟
سرقفلی و حق کسب یا پیشه یا تجارت دو مفهوم نزدیک اما از نظر حقوقی متفاوت هستند.
حق کسب یا پیشه یا تجارت در قانون روابط موجر و مستأجر سال ۱۳۵۶ مورد شناسایی قرار گرفته است. در مقابل، قانون روابط موجر و مستأجر سال ۱۳۷۶ فصل مشخصی را به سرقفلی اختصاص داده است.
در نظام قانون ۱۳۷۶، پرداخت سرقفلی یا شروطی که در قرارداد اجاره مقرر شدهاند اهمیت زیادی دارند.
اما در روابط مشمول قانون ۱۳۵۶، قانون حمایت گستردهتری از مستأجر محل کسب در قالب حق کسب یا پیشه یا تجارت ایجاد کرده است.
به همین دلیل استفاده از عبارت «سرقفلی» برای همه مغازههای قدیمی بدون بررسی قانون حاکم میتواند گمراهکننده باشد.
سرقفلی در قانون روابط موجر و مستأجر ۱۳۵۶ و ۱۳۷۶
یکی از اولین اقداماتی که در هر پرونده سرقفلی باید انجام شود، تعیین قانون حاکم بر رابطه موجر و مستأجر است.
در قانون سال ۱۳۵۶ عنوان قانونی اصلی «حق کسب یا پیشه یا تجارت» است. این قانون درباره نحوه تخلیه، انتقال منافع، تغییر شغل و حقوق مستأجر مقررات خاصی دارد.
در قانون سال ۱۳۷۶، مفهوم سرقفلی به صورت صریح مورد توجه قرار گرفته است. مالک میتواند هنگام واگذاری ملک تجاری مبلغی به عنوان سرقفلی دریافت کند و مستأجر نیز در شرایط قانونی میتواند برای واگذاری حق خود مبلغی دریافت نماید.
همچنین روابط استیجاری که پیش از اجرای قانون سال ۱۳۷۶ ایجاد شدهاند، صرفاً به دلیل تصویب قانون جدید بهطور خودکار تابع آن نمیشوند و حسب مورد باید مقررات حاکم بر رابطه قبلی بررسی شود.
بنابراین تاریخ قرارداد به تنهایی کافی نیست و تمدید قرارداد، نحوه تنظیم قراردادهای بعدی و سابقه رابطه طرفین نیز ممکن است در تعیین قانون حاکم اهمیت داشته باشد.
مالکیت مغازه با مالکیت سرقفلی چه تفاوتی دارد؟
مالکیت عین مغازه و مالکیت حقوق مربوط به سرقفلی یک موضوع نیست.
مالک عین، صاحب خود ملک است؛ یعنی عرصه و اعیان مغازه متعلق به اوست.
اما دارنده سرقفلی یا حقوق استیجاری ممکن است صرفاً حق استفاده تجاری و حقوق مالی ناشی از قرارداد را داشته باشد.
به همین دلیل زمانی که در آگهیها نوشته میشود «فروش مغازه سرقفلی»، باید دقیقاً مشخص شود چه چیزی فروخته میشود:
آیا مالکیت کامل ملک منتقل میشود؟
آیا فقط سرقفلی و منافع واگذار میشود؟
آیا مستأجر حق انتقال به غیر دارد؟
آیا مالک عین با انتقال موافقت کرده است؟
پاسخ به این پرسشها میتواند ارزش و امنیت معامله را کاملاً تغییر دهد.
آیا خرید مغازه سرقفلیدار امکانپذیر است؟
بله، اما باید ابتدا مشخص شود منظور از خرید چیست.
یک حالت این است که شخص قصد خرید مالکیت عین مغازهای را دارد که مستأجر دارای سرقفلی یا حق کسب و پیشه در آن مستقر است. در چنین حالتی خریدار مالک ملک میشود، اما حقوق قانونی مستأجر صرفاً با انتقال مالکیت از بین نمیرود.
حالت دوم این است که فرد قصد خرید حق سرقفلی یا حقوق استیجاری مستأجر را دارد بدون اینکه مالک عین مغازه شود.
ریسک حقوقی این دو معامله کاملاً متفاوت است و قرارداد باید متناسب با مورد تنظیم شود.
آیا خرید سرقفلی مغازه به تنهایی ممکن است؟
در شرایط قانونی، حقوق مربوط به سرقفلی یا منافع محل تجاری میتواند مستقلاً موضوع انتقال قرار گیرد؛ اما این موضوع به مفاد قرارداد و وجود یا عدم وجود حق انتقال به غیر بستگی دارد.
خریدار سرقفلی باید بداند که با خرید این حق الزاماً مالک ملک نمیشود.
به همین دلیل قبل از معامله باید سند مالکیت، اجارهنامه اولیه، قراردادهای انتقال قبلی، حق انتقال به غیر و رضایت احتمالی مالک بررسی شود.
پرداخت مبلغ قابل توجه صرفاً بر اساس یک مبایعهنامه ساده و بدون بررسی زنجیره حقوقی سرقفلی میتواند ریسک بالایی داشته باشد.
مزایا و معایب خرید سرقفلی مغازه
خرید سرقفلی میتواند امکان فعالیت در یک ملک تجاری با موقعیت مناسب را فراهم کند، بدون اینکه خریدار مجبور به پرداخت بهای کامل مالکیت ملک باشد.
در عین حال این نوع معامله محدودیتهایی دارد.
دارنده سرقفلی همچنان باید حقوق مالک عین را رعایت کند و ممکن است در موضوعاتی مانند انتقال به غیر، تغییر شغل، تعمیرات اساسی یا نحوه استفاده از ملک با محدودیت قراردادی یا قانونی مواجه باشد.
همچنین ارزش سرقفلی شدیداً به موقعیت تجاری ملک، نوع قرارداد، امکان انتقال، میزان اجارهبها، وضعیت بنا و شرایط بازار وابسته است.
بنابراین پایینتر بودن قیمت سرقفلی نسبت به مالکیت کامل ملک نباید باعث شود بررسی حقوقی معامله نادیده گرفته شود.
قبل از خرید سرقفلی مغازه چه مدارکی باید بررسی شود؟
مهمترین مدرک، قرارداد اصلی میان مالک و مستأجر است.
در کنار آن باید تمام قراردادهای انتقال بعدی، اسناد رسمی یا عادی، رسیدهای پرداخت سرقفلی، وضعیت مالکیت عین ملک و مدارکی که حق انتقال را نشان میدهند بررسی شوند.
همچنین باید مشخص شود:
حق انتقال به غیر وجود دارد یا خیر؛
شغل مجاز در قرارداد چیست؛
مالک فعلی چه کسی است؛
آیا دعوای تخلیه یا اختلاف دیگری درباره ملک جریان دارد؛
و شخصی که قصد فروش سرقفلی را دارد واقعاً صاحب همان حقوقی است که ادعای انتقال آن را دارد یا خیر.
در معاملات با ارزش بالا، بررسی این موارد پیش از پرداخت وجه اهمیت بیشتری از تنظیم یک قرارداد طولانی اما بدون پشتوانه دارد.
شرایط فروش و انتقال سرقفلی مغازه چیست؟
شرایط انتقال سرقفلی به قانون حاکم و مفاد قرارداد بستگی دارد.
اگر مستأجر حق انتقال به غیر داشته باشد، مسیر انتقال با حالتی که این حق از او سلب شده متفاوت است.
در قراردادهای مشمول قانون ۱۳۷۶ نیز قانون صراحتاً امکان دریافت مبلغ بابت انتقال حق را به رسمیت شناخته است، مگر اینکه حق انتقال به غیر از مستأجر سلب شده باشد.
بنابراین اولین سؤال در پرونده فروش سرقفلی این نیست که «مغازه چقدر میارزد؟»؛ بلکه این است که فروشنده از لحاظ حقوقی چه حقی برای انتقال دارد؟
انتقال سرقفلی بدون اجازه مالک چه حکمی دارد؟
این موضوع یکی از حساسترین بخشهای دعاوی سرقفلی است.
در روابط مشمول قانون سال ۱۳۵۶، اگر مستأجر حق انتقال به غیر نداشته باشد و بدون رعایت مقررات قانونی محل را به دیگری واگذار کند، ممکن است مالک حق درخواست تخلیه پیدا کند.
قانون سال ۱۳۵۶ حتی برای انتقال غیرمجاز آثار مشخصی بر میزان حق کسب یا پیشه یا تجارت در نظر گرفته است.
در روابط مشمول قانون ۱۳۷۶ نیز اگر در قرارداد حق انتقال به غیر از مستأجر سلب شده باشد، نمیتوان بدون بررسی مفاد قرارداد و رضایت مالک انتقال را بیخطر تلقی کرد.
به همین دلیل انتقال غیررسمی یک مغازه به شخص دیگر صرفاً با یک توافق خصوصی میتواند زمینه یک دعوای پرهزینه را ایجاد کند.
تجویز انتقال منافع چیست؟
تجویز انتقال منافع یکی از دعاوی مهم در روابط مشمول قانون سال ۱۳۵۶ است.
اگر مستأجر حق انتقال به غیر نداشته باشد و مالک نیز حاضر به پذیرش انتقال نباشد، قانون در شرایط مقرر راهکاری پیشبینی کرده است.
در چنین وضعیتی ممکن است مستأجر برای دریافت حکم تجویز انتقال منافع به مرجع قضایی مراجعه کند.
اگر حکم صادر شود، انتقال باید مطابق شرایط قانونی انجام شود.
یکی از نکات مهم این است که پس از قطعیت چنین حکمی، انتقال نمیتواند برای مدت نامحدود به تعویق بیفتد و قانون برای انجام انتقال مهلت مقرر کرده است.
بنابراین دریافت حکم تجویز انتقال منافع پایان کار نیست و تشریفات پس از آن نیز اهمیت دارد.
آیا مالک درصد ثابتی از فروش سرقفلی دریافت میکند؟
خیر. قانون یک درصد ثابت و عمومی تحت عنوان «درصد مالک در فروش سرقفلی» تعیین نکرده است.
عباراتی مانند ۱۰ درصد، ۲۰ درصد یا درصدهای دیگر که گاهی در بازار شنیده میشود را نمیتوان به عنوان یک قاعده قانونی عمومی پذیرفت.
ممکن است در یک قرارداد، طرفین درباره مبلغ یا درصد مشخصی تحت عنوان حق مالکانه توافق کرده باشند. چنین شرطی باید بر اساس مفاد همان قرارداد بررسی شود.
در پرونده دیگری ممکن است اساساً چنین توافقی وجود نداشته باشد و موضوع انتقال تابع مقررات قانونی متفاوتی باشد.
بنابراین قبل از پرداخت مبلغی با عنوان «حق مالکانه» باید مشخص شود مبنای آن قرارداد است، توافق جدید طرفین است یا صرفاً یک مطالبه عرفی بدون الزام قراردادی.
قیمت سرقفلی مغازه چگونه تعیین میشود؟
سرقفلی قیمت واحد و ثابتی ندارد.
موقعیت تجاری ملک، مساحت، عرض گذر، نوع فعالیت، میزان اجارهبها، قدمت فعالیت، شرایط قرارداد، امکان انتقال، موقعیت صنفی، وضعیت بنا و ارزش روز املاک تجاری منطقه میتوانند بر قیمت تأثیر بگذارند.
همچنین نوع حقی که ارزیابی میشود اهمیت دارد.
در یک پرونده ممکن است موضوع ارزیابی سرقفلی موضوع قانون ۱۳۷۶ باشد و در پرونده دیگر حق کسب یا پیشه یا تجارت مشمول قانون ۱۳۵۶.
در صورت بروز اختلاف قضایی نیز ممکن است تعیین ارزش از طریق کارشناسی انجام شود.
به همین دلیل محاسبه قیمت سرقفلی صرفاً با یک درصد ثابت از ارزش ملک روش قابل اتکایی برای همه پروندهها نیست.
تغییر شغل در مغازه سرقفلی چه اثری دارد؟
اگر قرارداد یا قانون حاکم استفاده از محل را به شغل مشخصی محدود کرده باشد، تغییر شغل میتواند آثار حقوقی مهمی ایجاد کند.
در روابط مشمول قانون سال ۱۳۵۶، تغییر شغل بدون رضایت موجر در صورتی که شغل جدید عرفاً مشابه شغل قبلی نباشد، میتواند از موجبات درخواست تخلیه باشد.
بنابراین دارنده حق کسب یا پیشه نباید صرفاً به دلیل داشتن یک حق مالی در ملک تصور کند که اختیار نامحدودی در تغییر نوع فعالیت تجاری دارد.
پیش از تغییر شغل باید اجارهنامه، رضایتهای قبلی و مشابه یا غیرمشابه بودن فعالیت جدید بررسی شود.
آیا سرقفلی بعد از فوت به وراث میرسد؟
سرقفلی و حق کسب یا پیشه از حقوق مالی محسوب میشوند و در صورت فوت دارنده حق، میتوانند وارد ترکه شوند و به وراث منتقل شوند.
در چنین شرایطی ممکن است چند وارث به صورت مشاع صاحب حقوق مربوط به یک مغازه شوند.
این وضعیت میتواند در زمان بهرهبرداری، تقسیم، انتقال یا فروش بین وراث اختلاف ایجاد کند.
وجود چند وارث به معنای مالکیت آنان بر عین مغازه نیست؛ بلکه باید مشخص شود متوفی مالک ملک بوده یا صرفاً صاحب سرقفلی یا حق کسب و پیشه بوده است.
تفکیک این دو موضوع در پروندههای موروثی اهمیت زیادی دارد.
آیا خرید و فروش سرقفلی موروثی امکانپذیر است؟
اصل حق مالی میتواند به وراث منتقل شود؛ اما فروش آن باید با توجه به سهم هر وارث و محدودیتهای مربوط به انتقال بررسی شود.
اگر چند نفر به صورت مشاع صاحب حق شده باشند، هر یک نسبت به سهم خود دارای حق مالی هستند، اما انتقال کل حق به شخص ثالث بدون تعیین تکلیف سایر صاحبان سهم موضوع متفاوتی است.
در یک نظریه مشورتی اداره حقوقی قوه قضاییه نیز پذیرفته شده است که سهم مشاعی از سرقفلی میتواند با رعایت حقوق مالک عین موضوع مزایده قرار گیرد.
بنابراین در پرونده سرقفلی موروثی باید هم مقررات ارث و هم مقررات رابطه استیجاری مورد توجه قرار گیرد.
تخلیه مغازه سرقفلیدار چگونه است؟
وجود سرقفلی یا حق کسب و پیشه به این معنا نیست که مستأجر در هیچ شرایطی قابل تخلیه نیست.
مبنای تخلیه به قانون حاکم، نوع قرارداد و علت درخواست مالک بستگی دارد.
برای نمونه انتقال غیرمجاز، تغییر شغل در شرایط مقرر، تعدی و تفریط و برخی تخلفات دیگر در روابط مشمول قانون ۱۳۵۶ میتوانند آثار خاصی داشته باشند.
در مقابل، در قراردادهای مشمول قانون ۱۳۷۶ پایان مدت اجاره و شروط قراردادی اهمیت زیادی دارد و وجود حق سرقفلی میتواند بر نحوه تسویه حقوق مستأجر اثر بگذارد.
به همین علت پرونده تخلیه یک مغازه دارای سرقفلی نباید مانند تخلیه یک اجاره عادی مسکونی بررسی شود.
دعاوی مربوط به سرقفلی و حق کسب و پیشه
اختلافات مربوط به سرقفلی فقط به خرید و فروش محدود نمیشوند.
مطالبه سرقفلی، تعیین ارزش سرقفلی، تجویز انتقال منافع، تخلیه محل تجاری، انتقال غیرمجاز، تغییر شغل، اختلاف میان وراث، مطالبه حق کسب یا پیشه و اختلاف بر سر حق انتقال به غیر از جمله موضوعاتی هستند که ممکن است به طرح دعوا منجر شوند.
تشخیص عنوان صحیح دعوا اهمیت زیادی دارد؛ زیرا اشتباه گرفتن حق کسب و پیشه با سرقفلی یا انتخاب مسیر مربوط به قانون اشتباه میتواند نتیجه پرونده را تغییر دهد.
سرقفلی برای ایرانیان خارج از کشور
بخشی از پروندههای مربوط به املاک تجاری متعلق به افرادی است که در خارج از ایران زندگی میکنند.
ممکن است شخص مالک یک مغازه در ایران باشد اما مستأجر قدیمی مدعی حق کسب و پیشه باشد، یا فردی سرقفلی یک مغازه را از والدین خود به ارث برده باشد و قصد فروش یا تعیین تکلیف سهم خود را داشته باشد.
در بسیاری از این پروندهها پس از بررسی اسناد و تنظیم وکالتنامه معتبر، امکان انجام بخش عمده اقدامات حقوقی توسط وکیل در ایران وجود دارد و حضور مستمر موکل در کشور ضرورت ندارد.
قرارداد اجاره، اسناد مالکیت، مدارک انتقال سرقفلی، گواهی انحصار وراثت و سوابق پرونده از مهمترین مدارکی هستند که برای تشخیص مسیر حقوقی باید بررسی شوند.
نقش وکیل در پروندههای سرقفلی
پرونده سرقفلی بیش از بسیاری از دعاوی ملکی به تاریخ قرارداد و جزئیات اسناد وابسته است.
دو مغازه در یک خیابان ممکن است ظاهراً شرایط مشابهی داشته باشند، اما یکی تابع قانون ۱۳۵۶ و دیگری تابع قانون ۱۳۷۶ باشد و نتیجه حقوقی کاملاً متفاوتی داشته باشند.
بررسی حق انتقال به غیر، نوع حق مستأجر، سابقه قراردادها، پرداختهای انجامشده، تغییر شغل، وضعیت مالک عین و انتقالهای قبلی از جمله موضوعاتی است که باید پیش از خرید، فروش یا طرح دعوا بررسی شود.
فاطمه لشگری، وکیل پایه یک دادگستری، پروندههای مربوط به سرقفلی، حق کسب یا پیشه، انتقال منافع و اختلافات املاک تجاری را پس از بررسی مدارک و شرایط اختصاصی هر پرونده ارزیابی و پیگیری میکند.
امکان مشاوره حضوری، تلفنی و آنلاین و همچنین بررسی پرونده ایرانیان مقیم خارج از کشور وجود دارد.
جمعبندی
سرقفلی یک حق مالی مهم در املاک تجاری است، اما برای تشخیص ماهیت و ارزش آن نمیتوان فقط به عبارت «سرقفلی مغازه» اکتفا کرد.
اولین موضوعی که باید مشخص شود قانون حاکم بر رابطه استیجاری است.
در بسیاری از روابط قدیمی، موضوع اصلی حق کسب یا پیشه یا تجارت و مقررات قانون سال ۱۳۵۶ است؛ در حالی که قانون سال ۱۳۷۶ مقررات مشخصی درباره سرقفلی، انتقال و حقوق قراردادی مستأجر دارد.
پیش از خرید یا فروش سرقفلی باید مالکیت عین، قرارداد اولیه، حق انتقال به غیر، سوابق انتقال، نوع شغل و حقوق اشخاص ثالث بررسی شود.
این بررسی بهویژه در مغازههای قدیمی، املاک موروثی و معاملات با ارزش بالا میتواند از ایجاد اختلافات جدی بعدی جلوگیری کند.
سؤالات متداول درباره سرقفلی
سرقفلی یک حق مالی مرتبط با محل تجاری است که در شرایط قانونی و قراردادی میتواند متعلق به مستأجر باشد. صاحب سرقفلی الزاماً مالک خود ملک نیست و ممکن است مالک عین شخص دیگری باشد.
حق کسب یا پیشه یا تجارت عمدتاً در قانون روابط موجر و مستأجر ۱۳۵۶ مطرح است، در حالی که قانون ۱۳۷۶ به صورت صریح مقررات سرقفلی را پیشبینی کرده است. تعیین قانون حاکم برای تشخیص نوع حق ضروری است.
در شرایط قانونی بله؛ اما خریدار با خرید سرقفلی الزاماً مالک عین مغازه نمیشود. حق انتقال فروشنده و قرارداد اصلی باید قبل از معامله بررسی شود.
خود سرقفلی لزوماً معامله پرخطری نیست، اما خرید بدون بررسی قرارداد، مالک عین، حق انتقال، سوابق دعاوی و محدودیتهای شغلی میتواند مشکلات جدی ایجاد کند.
پاسخ به قرارداد و قانون حاکم بستگی دارد. اگر حق انتقال به غیر وجود داشته باشد وضعیت با حالتی که این حق سلب شده متفاوت است.
در برخی روابط، بهویژه قراردادهای مشمول قانون سال ۱۳۵۶، انتقال غیرمجاز میتواند از موجبات درخواست تخلیه باشد و بر میزان حق مستأجر نیز اثر بگذارد.
درصد قانونی ثابت و عمومی وجود ندارد. اگر مبلغ یا درصدی تحت عنوان حق مالکانه در قرارداد تعیین شده باشد، همان شرط باید بررسی شود. درصدهای رایج در بازار الزاماً حکم قانون نیستند.
ارزش سرقفلی به عواملی مانند موقعیت تجاری، مساحت، نوع فعالیت، قرارداد، حق انتقال، اجارهبها، شرایط ملک و قیمت روز بستگی دارد و در اختلافات قضایی ممکن است توسط کارشناس تعیین شود.
بله، سرقفلی و حق کسب یا پیشه از حقوق مالی هستند و در صورت فوت صاحب حق میتوانند به وراث منتقل شوند.
این موضوع به قرارداد و قانون حاکم بستگی دارد. در روابط مشمول قانون ۱۳۵۶، تغییر شغل بدون رضایت موجر در صورتی که شغل جدید عرفاً مشابه شغل قبلی نباشد میتواند زمینه تخلیه را ایجاد کند.
در بعضی روابط مشمول قانون ۱۳۵۶، اگر مستأجر حق انتقال به غیر نداشته باشد و مالک نیز با انتقال موافقت نکند، مستأجر در شرایط مقرر میتواند از دادگاه تقاضای تجویز انتقال منافع کند.
در بسیاری از پروندهها امکان پیگیری از طریق وکیل در ایران و با استفاده از وکالتنامه معتبر وجود دارد. نوع وکالت و اختیارات لازم باید متناسب با خرید، فروش، انتقال یا دعوای موردنظر تنظیم شود.
برای بررسی پرونده فروش ملک مشاع؛ شرایط، مراحل، هزینه و نحوه اجرای فروشمیتوانید جهت مشاوره با فاطمه لشگری، وکیل پایه یک دادگستری، اقدام کنید.






